کیستی که من اینگونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ میکنم؟
آیا کسی آنقدر دوستت دارد که از جهان نترسی؟
ترسیده ای؟
از كه؟
از جهان؟
من جهانت.
از گرسنگی؟
من گندمت.
از بیابان؟
من بارانت.
از زمان؟
من كودكیت.
از سرنوشت؟
آه، من هم از سرنوشت میترسم ...
*شمس لنگرودي
برچسب: نویسنده: ماهان نظری تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 17:11